🔴▪️سردرگمی‌های پیش روی مدیران تازه ‌کار در ابتدای دوران مدیریت ‌شان کمابیش مشابه است و تداوم یافتن این سر درگمی ‌ها و ابهامات در بلند مدت می‌ تواند به بهای عملکرد ضعیف و تصمیم ‌گیری ‌های مخربی تمام شود که در نهایت موجب برکناری مدیر تازه ‌کار خواهد شد.
👈در ادامه به پنج مورد از مهم‌ترین و متداول ‌ترین آنها و اشتباهاتی که ممکن است در نتیجه تداوم این سردرگمی‌ها روی دهد اشاره خواهد شد.

1⃣ نمی‌داند که دیگر یک کارمند نیست:
خیلی از مدیرانی که ارتقای درون سازمانی پیدا کرده و از موقعیت کارمندی به موقعیت مدیریت رسیده ‌اند به خوبی درک نکرده‌اند که دیگر یک کارمند معمولی نیستند و باید افکار، رفتارها و استراتژی ‌هایی متفاوت و متمایز از دوران کارمندی شان از خود بروز دهند.

2⃣ می‌خواهد مقتدر و دانای کل باشد:
دخالت مستقیم مدیران در امور جزئی نتیجه ‌ای جز گرفتار شدن و شلوغ شدن سرشان نخواهد داشت و این برای مدیران تازه ‌کار یک عذاب بزرگ و غیر قابل تحمل خواهد بود. پس بهتر است که خود را بیهوده درگیر جزئیات کارها و امور نکرده و دست به تفویض اختیارات بزنند.

3⃣ به دیگران مجال و فرصت عرض‌اندام نمی‌دهد:
فکر می ‌کند خودش می ‌تواند کارها را سریع تر و بهتر پیش ببرد و مطمئن تر است اگر همه کارها مستقیم زیر نظر او صورت پذیرد. حال آنکه این کار نتیجه ‌ای جز ایجاد مشغله و کاهش بهره ‌وری در پی ندارد. پس بهتر است بجای ماهی گرفتن برای کارکنان به آنها ماهی گیری بیاموزد.

4⃣ نمی‌تواند بین انجام وظیفه و نظارت تعادل ایجاد کند:
بهتر است که مدیران تازه ‌کار با تدوین استراتژی ‌های هدفمند و خلاقانه از بار کاری ‌شان بکاهند و پس از آن بتوانند به وظایف نظارتی و تیم‌سازی شان بپردازند. گاهی مدیران نمی توانند در انجام وظیفه و نظارت بر اعضا تعادل ایجاد کنند و از یکی یا هر دو عقب می مانند.

5⃣ با کارکنانش روراست و شفاف نیست:
مثلاً وقتی پروژه ای را به فردی واگذار می ‌کند در ذهن انتظار دارد که پروژه به بهترین شکل انجام شود و بهترین نتایج حاصل‌ آید اما این خواسته ‌ها را به زبان نمی ‌آورد و فکر می ‌کند که فرد خودش می ‌داند که چه باید بکند و مدیر چه توقعی از او دارد حال آنکه چنین نیست.