بهترین نمودار زندگی چیست؟

این که در میان مردم زندگی کنی

ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی،
دروغ نگویی،
کلک نزنی
و سوء استفاده نکنی،
این شاهکار است ...
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ
"ﺗﺤﻤﻞ" ﮐﻨﻴﻢ،
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ "ﻗﻀﺎﻭﺕ" ﻧﮑﻨﻴﻢ.
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮﺍی "ﺷﺎﺩﮐﺮﺩﻥ" یکدیگر ﺗﻼﺵ ﮐﻨﻴﻢ،
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﺑﻬﻢ "ﺁﺯﺍﺭ" ﻧﺮﺳﺎﻧیم.
ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﻴﻢ،
ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﺑﻪ"ﻋﻴﻮﺏ" ﺧﻮﺩ ﺑﻨﮕﺮﻳﻢ.
حتی ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ "ﺩﻭﺳﺖ"ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ،
ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ "ﺩﺷﻤﻦ" ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺷﻴﻢ.
ﺁﺭی، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺯﻳﺴﺘﻦ، بهترین نوع زندگی است...

🔳⭕️داستان های مدیریتی (مردانگی را زنده نگه داریم):

⭕️◾️مردی سوار بر اسب در بیابان می‌تاخت.

ناگهان کسی را روی زمین دید که ناله می‌کردایستاد،
🐎 از اسب پیاده شد..
دید مریض و بی‌حال و فلج است و ناله می‌کند.
کمکش کرد که سوار اسبش شود.
اما او به محض سوار شدن، افسار اسب را دستش گرفت و به تاخت رفت!

👈 مرد از دور داد زد: یک لحظه بایست!
دزد دورتر ایستاد.مرد گفت:
〰اسب را برای خودت ببر اما این داستان را به کسی نگو.
👌چون می‌ترسم فردا روز اگر کسی در بیایان در راه مانده‌ای را ببیند از ترس دزدیدن اسبش سوارش نکند و او بمیرد..❗️

10 عاملی که مانع از تصمیم گیری درست و هوشمندانه می شود:

1️⃣ ترس و دودلی:

هر یک از تصمیم گیری‌ها ابعاد متنوعی دارند. همین ابعاد باعث ایجاد ترس‌هایی برای فرد تصمیم گیرنده می شود. همین ترس و تردید سبب می شود برخی گزینه‌ها را کنار بگذاریم.
برای رها کردن تردید در تصمیم گیری باید از خود بپرسید دقیقا از چه چیزی می ترسید؟ دلیل این ترس چیست؟ چه چیزی را از دست می دهید؟

2️⃣ ارزیابی و تحلیل بیش از اندازه:

اگر از جمله افرادی هستید که بیش از حد درباره چیزی فکر می کنید، قطعاً در مواجهه با مشکلات و تصمیمات دیرتر به نتیجه می رسید. باید لیستی از مزایا و معایب هر چیزی داشته باشید و درباره این لیست به ارزیابی برسید.
برای رهایی از این ویژگی و اسیر شدن در تصمیمات اشتباه، باید محدوده‌ی زمانی مشخصی برای تصمیم گیری‌هایمان داشته باشیم.

3️⃣ نداشتن اعتماد به نفس کافی:

گاهی یادمان می رود ما هم به‌اندازه‌ی بقیه انسان‌ها توانا هستیم. تفکرات اشتباهی مانند اینکه دیگران از ما بهترند یا ما نسبت به آن‌ها ضعیف هستیم، ما را از پیشرفت عقب می اندازد.
باید برای دست یابی به موفقیت، خود را باور کنید، روراست باشید و تمام نقاط قوت و ضعفتان را شناسایی کنید. روی نقاط قوت خود سرمایه گذاری کرده و ضعف‌هایتان را برطرف کنید.

4️⃣ شک و دودلی:

شک و تردید خیلی بی‌صدا وارد قلب و ذهنتان می شود. شک ما را ترسو و بزدل می کند. شک سبب می‌شود بی‌دلیل نگران مسائلی باشیم که خیلی هم مهم نیستند؛ مثلاً بی‌دلیل می ترسیم توانایی کافی نداشته باشیم، پول کافی نداریم، در جایگاه مورد انتظار نیستیم و ...
شک ما را از هر چیزی می ترساند. مدام به ما یادآوری می کند اگر این تصمیم درست نباشد، چه؟ پس شک را از ذهن و قلبتان بیرون کنید تا تصمیم گیری‌های بهتری داشته باشید.

5️⃣ راحت طلبی:

برای پیشرفت و حرکت رو به جلو باید تصمیم گیری‌های درستی داشته باشیم. آسایش خاطری که از راحت طلبی به دست می آید، خیلی به طول نمی انجامد و مانع رشد و پیشرفتمان می شود. مواجهه با چالش‌ها و توانایی حل مسائل، ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد.

6️⃣ عجول بودن:

وقتی عجله می کنیم، به این نتیجه می رسیم هیچ توانایی نداریم. در این شرایط، باید خود را آرام کنیم، از مشغولیت ذهنی دور شویم و با تمرکز ، دقت و شجاعت تصمیم گیری کنیم.
بهتر است افکار منفی را کنار بگذارید زیرا آن‌ها تمام انرژی و توانمان را می گیرند.

7️⃣ بی‌تجربگی:

یکی از عوامل تصمیم گیری‌های نادرست، نبود تجربه‌ی کافی در زندگی برای گرفتن تصمیمات مهم است.
منظور از تصمیم گیری سریع، تصمیم گیری عجولانه و بی‌برنامه نیست. منظور این است تصمیم بگیرید تا تردید در تصمیم گیری را کنار بگذارید. باید مسائل مختلف را با دقت تحلیل کنید و در فرآیند تصمیم گیری، آگاهانه جلو بروید.

8️⃣ تعدد نظرات:

نیاز نیست از هر کسی برای تصمیم گیری‌های خود نظرخواهی کنید. البته مشورت با افراد آگاه که به مسیر آشنایی دارند، کار بسیار خوبی است اما نیاز نیست درباره تردید در تصمیم گیری شما نظر بدهند و تنها ذهنتان را درگیر کنند.

9️⃣ نداشتن اطلاعات کافی:

گاهی اطلاعات ما برای تصمیم گیری درست کافی نیست. اگر برای تصمیم گیری اطلاعات کافی ندارید، قدم اول را بردارید و به اطلاعات منطقی دست یابید و با کنار گذاشتن تردید در تصمیم گیری به نتایج مطلوب دست یابید.

🔟 سماجت:

گاهی تمام درک و منطق خود را از دست می‌دهیم و تصمیم گیری درباره کارهایی که حتماً باید انجام شوند را به تأخیر می‌اندازیم و تنها روی نکاتی تمرکز می کنیم که از منطق دور هستند.

انواع مدیران بیمار را بشناسید...

۱_مدیر انفجاری: اتخاذ تصمیم های ناگهانی و غیر قابل کنترل ، عصبانیت غیرقابل پیش بینی و تحریکات شدید رفتاری را میتوان از مشخصه های بارز آنان تلقی کرد.

۲- مدیر مقررات زده : به برقراری نظمی که بصورت پیشداوری در ذهن خود متصور هستند وسواس شدید نشان می دهند و در اجرای آن غیرقابل انعطاف به نظر می رسد.

۳- مدیر نمایشی :بطور معمول تظاهر به جرات و نو آوری دارند و سعی دارند از طریق دوری از نرم های شناخته شده تعجب زیردستان را برانگیخته کنند و نظر آنان را جلب نمایند.

۴- مدیر بی اعتماد : پیوسته خود را در معرض توطئه دیگران تصور میکنند و شکستهای خود را به غرض ورزی دیگران و کم کاری دیگران نسبت می دهند.

۵- مدیر واکنشی: تزلزل و بی ثباتی شخصیت مبنای رفتار و هویت این قبیل مدیران را تشکیل میدهد. در اتخاذ تصمیم های مدیریتی ایجاد موقعیتهای عاطفی میکنند.

🔴زندگی حرفه‌ای و شغلی پیتر دراکر:

🔸پیتر دراکر به عنوان «پدر مدیریت جدید» شناخته می‌شود و تمام آثارش به دوره‌های زمانی مختلف برمی‌گردد. از آن بین می‌توان به اصول مدیریت (1954) اشاره کرد که تمام نقطه نظرات او درباره‌ی مدیریت نوین کسب و کار است.

🔸پیتر دراکر از جوزف شومپیتر، اقتصاددان اتریشی و دوست صمیمی پدرش، تاثیر گرفت. این اقتصاددان اتریشی توانست اهمیت نوآوری و کارآفرینی را به پیتر نشان دهد.
جان مینارد کینز، فرد دیگری بود که به‌طور متفاوت روی پیتر دراکر تاثیر گذاشت. او در مورد یکی از سخنرانی‌های کینز در سال 1934 میلادی این‌چنین می‌گوید: «ناگهان دیدم کینز و تمام اقتصاددان‌های بزرگ حاضر در جلسه روی بررسی رفتار کالاها تمرکز دارند، اما رفتار آدم‌ها برای من جذاب‌تر بود.»

🔸تمام نوشته‌های پیتر دراکر در مدت 70 سال، روی رابطه‌ی انسان‌ها تمرکز داشته است. کتاب‌های او حاوی تجربیاتی است که به سازمان‌ها یاد می‌دهد چطور بهترین عملکرد را از کارمندان شان دریافت کنند و کارمندان نیز چگونه در جامعه‌ی مدرن سازمان و شرکت‌های بزرگ به احساس افتخار و تعلق خاطر برسند.

🔸حرفه‌ی پیتر دراکر به‌عنوان کارشناس حوزه‌ی کسب و کار در سال 1942 میلادی با اولین نوشته‌های او درمورد سیاست و جامعه آغاز شد، همان نوشته‌هایی که او را به جنرال موتورز رساند.
دراکر در اروپا زندگی کرد و تجربه‌ی زندگی‌اش باعث شد چالش قدرت و اختیار مایه‌ی شگفتی او باشد. او هیجان زدگی خود را با «دونالدسون براونژ» فردی که تعیین‌کننده سیاست‌های اجرایی و کنترلی جنرال موتورز بود، در میان گذاشت. در سال 1943 دراکر توسط براون دعوت شد تا مدیریت پروژه‌ای را برای ارزیابی علمی-اجتماعی شرکت به مدت دوسال به عهده بگیرد.

🔸پیتر دراکر در تمام این مدت در جلسات هیات‌مدیره حاضر شد، با کارمندان مصاحبه کرد و فرآیند تولید و تصمیم گیری را مورد بررسی قرار داد.
در نتیجه‌ی آن، کتاب مفهوم شرکت بزرگ در سال 1946 منتشر شد که سبب محبوبیت ساختار چندبخشی جنرال موتورز، تهیه مقالات متعدد، انجام پروژه‌های مشاوره و تالیف دیگر کتاب‌ها گشت.

🔸البته براساس کتاب دراکر، خیلی بهتر بود جنرال موتورز سیاست‌های قدیمی خود را در حوزه‌ی ارتباط مشتریان، ارتباط فروشندگان و ارتباط کارمندان تغییر دهد؛ اما غول خودروسازی این پیشنهاد را قبول نکرد. به گفته‌ی دراکر؛ «آلفرد اسلون، مدیر جنرال موتورز، به گونه‌ای عمل کرد که گویی چنین پیشنهادهایی وجود ندارد و حتی به دیگران هم اجازه‌ی صحبت درباره‌ی آنها را نداد.»

🔸درنهایت پیتر دراکر به این باور رسید که مدیریت، هنری آزادی خواهانه (لیبرال آرت) است. در همین راستا، تمام توصیه‌های مدیریتی خود را با تاریخ، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فرهنگ و مذهب در هم آمیخت.
او باور قلبی داشت که تمام سازمان‌ها و شرکت‌ها، از جمله شرکت‌های بخش خصوصی در قبال جامعه مسئول هستند. اگر مدیران شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ، خصوصا مدیران کسب و کارها خود را در برقراری منافع جمعی مسئول ندانند، هیچ فرد دیگری این مسئولیت را به گردن نخواهد گرفت.

🔸پیتر دراکر به تاثیر فوق‌العاده کار ذهنی در مقابل کار فیزیکی، تاکید داشت. منبع الهام او در این حوزه، کارمندانی بودند که در بعضی موضوعات خیلی بیشتر از همکاران و مدیران خود می‌دانستند، اما به ناچار در سازمانی مشغول به کار بودند.

🔸دراکر از هیچ انتقادی بی‌نصیب نماند. منتقدان می‌گویند یکی از مفاهیم اصلی پیتر دراکر، یعنی «مدیریت براساس هدف» ناکارآمد است و هنوز اثربخشی آن ثابت نشده است. در نهایت دراکر قبول کرد مدیریت برمبنای اهداف به نتیجه نمی‌رسد، اما علت شکست آن را در روش پیاده‌سازی می‌دانست. به اعتقاد او: «ما نمی توانیم از اهداف حرف بزنیم وقتی در حقیقت نمی‌دانیم منظور از اهداف چیست. آنچه به دنبالش هستیم، هدف نیست. مدیریت براساس هدف وقتی به نتیجه می‌رسد که واقعا هدف را بشناسیم. در 90 درصد مواقع اصلا نمی‌دانیم هدف چیست.»

🔸هرچند او کمک زیادی به موفقیت مدیران کرد، اما تفاوت نجومی درآمد مدیران بالارده با یک کارگر متوسط، باعث نگرانی شدید او شده بود. او در سال 1984 در مقاله ای گفت حقوق و مزایای مدیران رده بالای شرکت‌ها نباید بیش از بیست برابر حقوق و مزایای کارمندان باشد. به گفته‌ی او؛ «این کار غیراخلاقی است و ما بهای گزافی بابت آن پرداخت خواهیم کرد.»

💥"سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند":

1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات و Propaganda قرار می گیرند.

2-حرف های تکراری می زنند؛

3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه �انتقاد� بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه �مشورت� ناآشنا هستند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.

کارمندان چگونه با معضل از دست دادن شغل‌شان کنار می‌آیند؟

🔸در شرایط رکود اقتصادی و ضعف شرکت‌ها و سازمان‌ها، تعدیل نیرو و اخراج کارکنان مسئله‌ی دور از انتظاری نیست.الیزابت کوبلر راس، طی پژوهشی معروف، پنج مرحله‌ای را که افراد در مدت سوگواری برای عزیزان از دست‌رفته سپری می‌کنند، شناسایی کرد. شاید از دست دادن شغل و اخراج از کار به سختی از دست دادن عزیزان‌تان نباشد اما تجربه‌ای ناخوشایند و بسیار اضطراب‌آور است. بنابراین بررسی آن در قالب مراحل پنج‌گانه‌ی «کوبلر راس» سودمند خواهد بود.

🔸این مرحله‌ها عبارتند از: انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی، پذیرش.افراد مختلف به روش‌های مختلفی این مراحل را پشت سر می‌گذارند، برخی ممکن است همه‌ی این مراحل را تجربه نکنند، مدتی طولانی در مرحله‌ای خاص باقی بمانند یا به سرعت از مرحله‌ای عبور کنند.

🔸سن و موقعیت فرد، در طول عمر هر مرحله،‌ و تجربه کردن یا نکردن هر یک از این مراحل مؤثر است. احتمالا کارمند جوانی که بار بازپرداخت هیچ وامی را به دوش نمی‌کشد، مرحله‌ی انکار و انتقاد از خود را تجربه می‌کند و مستقیما به پذیرش می‌رسد. در مقابل کارمندانی که مسئولیت‌های بیشتری در زندگی دارند به زمان بیشتری برای رسیدن به مرحله‌ی پذیرش نیاز دارند.

🔸اکنون با جزئیات بیشتری به هر مرحله و راه‌های کنار آمدن با آنها می‌پردازیم:

▪️انکار
فردی که درگیر افکاری همچون «باورم نمی‌شه شغلم رو از دست دادم!» است یا گمان می‌کند که این اشتباهی مدیریتی است که به زودی رفع می‌شود، در مرحله‌ی انکار است.
برای گذر از «انکار» باید این حقیقت را بپذیرید که رخدادهای بد و حتی ناعادلانه جزئی از زندگی هستند و باید با آنها کنار آمد. وانمود نکنید که در تعطیلاتی پیش‌بینی‌ نشده هستید.

▪️خشم
ممکن است که پس از سپری کردن شوک اولیه، دچار خشم شوید؛ خشم از خودتان، رئیس‌تان، شرکت‌تان یا وضعیت اقتصادی. ممکن است دامنه‌ی خشم شما به دوستان و اعضای خانواده هم برسد. این مرحله یکی از دشوارترین مراحل، به ویژه برای اطرافیان شماست.
برای گذر از این مرحله باید احساسات‌تان را به روشی درست و بدون داد و فریاد توصیف کنید. با اعضای خانواده، دوستان و حتی مشاور صحبت کنید. این کار به عبور از خشم کمک می‌کند.

▪️چانه‌زنی
ممکن است که با از بین رفتن خشم و باور به برگشت‌پذیری شغل‌تان، اقدام به چانه‌زنی با خود یا شرکت‌تان کنید. مثلا ممکن است به سراغ رئیس‌تان بروید و پیشنهادهایی مانند کار با دستمزد کمتر، کار پاره‌وقت یا آموزش کارکنان جدید را بدهید.
چانه‌زنی اغلب نتیجه‌ای در بر ندارد. برای کنار آمدن با این مرحله، به کارها و اقدامات‌تان فکر کنید و انرژی‌تان را صرف کارهایی کنید که موجب حرکت رو به‌ جلوی شما می‌شوند.

▪️افسردگی
ممکن است که با آگاهی از اینکه خشم و چانه‌زنی راه به جایی نمی‌برند، دچار افسردگی شوید.
افسردگی آغاز پذیرش است. اکنون شما برای شغل از‌ دست‌رفته‌تان سوگواری می‌کنید، این کار اهمیت زیادی دارد زیرا نشان می‌دهد که سرانجام آماده‌ی پذیرفتن آنچه اتفاق افتاده است، شده‌اید. بپذیرید که از دست دادن شغل‌تان تقصیر شما نیست، اگر هم مقصر بوده‌اید از آن درس بگیرید، خودتان را ببخشید و از آن بگذرید. فراموش نکنید که اکنون شغل شما، یافتن شغلی جدید است.

▪️پذیرش
سرانجام حقیقت را می‌پذیرید؛ از دست رفتن شغل تقصیر شما نبوده است و اگر هم بوده، از آن درس گرفته‌اید. شما فردی با استعداد، شگفت‌انگیز و پرشور هستید که ظرفیت‌های فراوانی برای ارائه در شغل بعدی‌تان دارید.
بهترین نتیجه‌ی این تجربه این است که گذر از همه‌ی این سختی‌ها شما را قوی‌تر کرده است.

🔳⭕️نکات (هوش مالی با هوش ذهنی(IQ) ):

⭕️◾️هوش مالی تنها بخشی از هوش ذهنی است که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می شود.

🧠ممکن است شخصی دارای هوش ذهنی بالائی باشد ولی هوش مالی پائینی داشته باشد و برعکس.

👈هوش مالی دارای طبقه بندی خاص خود به شرح زیر می باشد.

1⃣〰 کسب درآمد بیشتر:

اکثر آدمها درآمد دارند ولی کسی که درآمد بیشتری داشته باشد هوش مالی بالاتری دارد.


2⃣〰محافظت از پول:

محافظت از پول در برابر آدمهائی که ممکن است با ترفند٬ پول شما را بدزدند و یا پرداخت هزینه هائی مانند مالیات که در صورت دانستن قوانین مربوطه ممکن است بتوانید کمتر پرداخت کنید ٬بیانگر هوش مالی است.


3⃣〰بودجه بندی پول:

بودجه بندی پول مثل یک ثروتمند نیازمند هوش مالی بالائی است.

اگر کسی بتواند مانند ثروتمندان بودجه بندی برای پول خود داشته باشد می تواند ثروتمند شود.

🤔مثلا اگر یک نفر در سال 10میلیون تومان درآمد داشته باشد و ده میلیون تومان هم هزینه داشته باشد در مقابل کسی که ده میلیون تومان درآمد دارد و هشت میلیون تومان هزینه و دو میلیون تومان از پولهای خود را سرمایه گذاری می کند دارای هوش مالی ضعیف تری است!!

🔻اینکه کسی بتواند فارغ از میزان درآمد خود مبلغی از درآمد خود را پس انداز و سرمایه گذاری کند دارای هوش مالی بالائی است.


4⃣〰تقویت پول خود:

بسیاری از افراد نمی دانند پس اندازهای خود را چگونه سرمایه گذاری کنند تا بتوانند پول خود را تقویت کنند.

برخی از افراد پول خود را در بانک می گذارند و از حداقل سودی که بانک می دهد استفاده می کنند.

(در کشور ما غالبا سود پرداخت شده توسط بانکها از نرخ رشد تورم پائین تر است؛

بنابراین پول در مدت زمان مشخص ارزش خود را از دست می دهد.

خرید اوراق مشارکت و امثالهم هم همینطور است.اینگونه کارها نیاز به هوش مالی بالائی ندارد!!

ولی سرمایه گذاری به گونه ای که شما بتوانید با نرخ سودی بیشتر از نرخ تورم و حتی بالاتر ٬پول خود را تقویت کنید نیازمند هوش مالی بالائی است.

به عبارت دیگر هرچه سود بالاتری از سرمایه خودتان بتوانید کسب کنید دارای هوش مالی بالاتری هستید.)


5⃣〰افزایش اطلاعات مالی خود:

واگذاری کار سرمایه گذاری به دیگران٬ مانع افزایش دانش مالی خود تان می شود.

🔅بعبارت دیگر اگر شخص دیگری پولتان را مدیریت کند نمی توانید هوش مالی خود را افزایش دهید و در اصل شما با پول خودتان به جای خود،به دیگران پاداش می دهید!!


☝️اگر این پنج هوش مالی را در خود ایجاد کنید بهتر می توانید مشکلات خود را حل کرده و هوش مالی خود را افزایش دهید.

🔴▪️چگونه با زبان بدن مناسب می توان جر و بحث را به امری سودمند تبدیل کرد❓

⭕️در حالت عادی اکثر افراد وقتی با طرف مقابلشان بحث کرده و از دست او عصبانی می شوند سعی می کنند به این عصبانیت بی اعتنا بوده و از صحبت کردن خودداری کنند.

〰حتی چهره ای بسیار بی تفاوت به خود گرفته و از ارتباط چشمی پرهیز می کنند ،کم حرف شده و یا لحنی ملامتگر به کار می گیرند. اگر همه این کارها آنها را راضی نکرد،آخرین حربه ی غیرکلامی را به کار گرفته و آنجا را ترک می کنند.

🔻کاری که این نوع زبان بدن انجام می دهد این است که مانع از آن می شود که خشم مهار و به شیوه ی درست ابراز شود.

✅اما شیوه ی درست چیست❓

به جای نادیده گرفتن خشمتان، به آن توجه کرده و آن را در درونتان احساس کنید.
به این معنا که به طور دقیق احساسات درونیتان را بشناسید و ببینید چگونه شدت می گیرند. ان گاه با قدرت و جراتمندی احساساتتان را بیان کنید.

🗣با صدایی رسا و قاطعانه صحبت کنید. اجازه بدهید حرکات مقتدرانه و کمی غلوآمیز بنمایاند.
💥بگذارید حالات چهره ی شما درست آیینه ی احساساتتان باشد. البته به هیچ عنوان اجازه ی پرخاشگری به خود دهید.هنگام بحث و گفتگو روبه روی یکدیگر در فضایی بزرگ قرار بگیرید، از تماس جسمانی غافل نشوید و ارتباط چشمی را فراموش نکنید.از صحبت و گفتگو امتناع نکنید و محل را ترک نکنید.

🔷اگر به این شیوه عمل کنید و ان را ادامه دهید،ظرف مدت کوتاهی متوجه می شوید که اتفاق عجیبی می افتد. انرژی ناشی از خشم بدنتان را آزاد می کنید و به احساسی بهتر دست می یابید. شاید دیگر حرفی برای گفتن نباشد ،شاید هر دو ناگهان از خنده روده بر شوید.

🔥در واقع شما با روشی سودمند در مورد خشمتان کاری کرده اید! آن را به زیر فرش نزده و پنهان نکرده اید.

۱۰ توصیه طلایی برای مدیر اولی ها!:

🔸اگر شما هم جزو کسانی هستید که برای اولین بار به‌عنوان مدیر یک مجموعه انتخاب شده‌اند، باید نکاتی را مورد نظر داشته باشید که شاید در دوران کارمندی‌تان چندان برای شما ضروری و حیاتی نبوده اما الان که وارد دنیای مدیریت شده‌اید به شدت به آنها نیازمند هستید. در ادامه به ۱۰ مورد اشاره می شود:

1⃣ بدانید که مدیر بودن یک شغل کاملا متفاوت است

شما باید بپذیرید که حتی اگر در شرکت‌تان بهترین مهندس بوده‌اید پس از رسیدن به مقام مدیریت، فردی تازه‌وارد و بی‌تجربه در پست جدیدتان هستید و سوابق مهندسی‌تان دیگر چندان به کارتان نخواهد آمد.

2⃣رهبری موقعیتی را بیاموزید

شما باید به خوبی یاد بگیرید که رهبری موقعیتی به شما کمک خواهد کرد تا با هر کارمند و کارگری که زیردست‌تان کار می‌کند، چگونه باید رفتار کنید و چگونه می‌توان هر فرد را با کمترین چالش مدیریت کرد.

3⃣ همه کارکنان‌تان را به‌طور عمیق و واقعی بشناسید

یکی از اولین اولویت‌های هر مدیر تازه‌کاری این است که برای شناسایی دقیق تک‌تک افراد تحت رهبری‌اش وقت بگذارد و در مورد اهداف کاری، نقاط قوت و ضعف، علایق و ایده‌آل‌هایشان تحقیق کند. این اطلاعات می‌تواند شامل جزئیاتی در مورد زندگی خصوصی کارکنان از جمله اسم فرزندان و سرگرمی‌های افراد نیز باشد.

4⃣ گوش کردن فعال را بیاموزید و تمرین کنید

اگر قرار باشد شما به یک مهارت کلیدی برای موفقیت‌های تمام عیار در حرفه مدیریتی‌تان مجهز شوید، آن مهارت به‌طور حتم مهارت گوش کردن فعال و نحوه به کار بستن آن خواهد بود.

5⃣ یاد بگیرید فقط خود را درگیر جزئیات نکنید

هنر یک مدیر موفق این است که به خوبی از جزئیات کارها عبور کرده و به تصویری جامع و بزرگ از امور دست یابد و در مرحله بعد این تصویر بزرگ و باشکوه را برای کارکنانش نیز ترسیم کند.

6⃣ شما یک رئیس هستید و نه یک رفیق قدیمی

یکی از اشتباهات مرسوم بین مدیران تازه‌کار و کم تجربه این است که آنها سعی می‌کنند با همه کارکنان رفیق باشند. استدلال این مدیران این است که با رفاقت کارها بهتر پیش می‌رود، در حالی که اتخاذ چنین رویکردی به ویژه اگر قرار باشد شما بر کسانی مدیریت کنید که تا دیروز همکار و هم‌رده شما بودند بسیار خطرناک است، چرا که باعث می‌شود کارکنان‌تان به شما به‌عنوان یک مدیر و مافوق نگاه نکنند و اقتدارتان به‌عنوان یک مدیر را به رسمیت نشناسند.

7⃣ سعی نکنید از مدیر قبلی تقلید کنید

واقعیت این است که هر مدیری بر اساس وجود شرایطی خاص و با در اختیار داشتن مهارت‌هایی خاص به موفقیت می‌رسد و قرار نیست همه مدیران به شکلی مشابه به موفقیت و کامیابی در حرفه مدیریت‌شان دست یابند. پس دست از تقلید بردارید و سبک مدیریتی خاص خودتان را پیدا کنید.

8⃣ یاد بگیرید با عملکردهای ضعیف کارکنان چگونه برخورد کنید

هر مدیری به شکلی خاص با عملکرد ضعیف کارکنانش برخورد می‌کند. در اینجا هم نیازی نیست از مدیر قبلی یا سایر مدیران تقلید کنید، بلکه بهتر است الگویی مناسب و با در نظر گرفتن شرایطی که در آن قرار دارید برای برخورد با عملکرد ضعیف افرادتان در نظر بگیرید.

9⃣ از این عبارت چهار کلمه‌ای جادویی حتما استفاده کنید: «شما چه فکر می‌کنید؟»

هیچ چیز برای کارکنان ارزشمند‌تر و جذاب‌تر از شنیدن عبارت «شما چه فکر می‌کنید؟» از زبان مدیر مافوق‌شان نیست چرا که آنها احساس می‌کنند مورد توجه و اطمینان مدیرشان قرار دارند و او از آنها نظرخواهی می‌کند و برای آنها ارزش قائل است.

🔟 همیشه در دسترس و قابل رویت باشید و با احترام رفتار کنید

هر چه یک مدیر راحت‌تر و بیشتر در دسترس کارکنان باشد و افراد او را بیشتر در محل کارشان ببینند از او بیشتر کمک خواهند گرفت و موقعیت او به‌عنوان مدیر و رهبر مجموعه را به رسمیت خواهند شناخت.شما باید همیشه به یاد داشته باشید که فقط در مقام بالاتری نسبت به کارکنان‌تان قرار دارید و بالاتر و باشخصیت‌تر از آنها نیستید و رعایت احترام آنها بر شما واجب است.

برندسازی شخصیت (Personal Branding):

مهناز خليلي :
.
برند سازی شخصي يكي از گام های بنیادین در حوزه برندینگ ميباشد.امروز می خواهم مختصراً به این سوال بپردازیم که چگونه صاحبان كسب و كار با ايجاد برند شخصي مي توانند در ميزان موفقيت خود تأثير بسزايي بگذارند و نقش شناخت تيپ هاي شخصيتي چه تأثيري بر ميزان «برندسازي شخصي » خواهد داشت .

جالب است بدانيد كه هر سازمان و هر برندي ادامه شخصیت بنیانگدار آن است.
یک فرد درونگرا نمی تواند سازمانی را تاسیس و با موفقیت اداره کند که کارویژه اش روابط عمومی است یا کسی که اهل خودرو و عاشق رانندگی نیست چگونه می تواند برندی مثل جگوار را شکل دهد؟

در مبحث برندسازي قبل از آن که برای برند خود هویت و جوهره شخصیت تعریف کنید،
ابتدا باید خودتان را مطالعه کنید؛
بله درست متوجه شديد ، خودتان را !
بنابراین، باید قبل از هر چیز ببینید شخصیت و توانمندی های شما به درد چه رویکردی می خورد؟ 
خودشناسی، مقدمه برندسازی است و خواه ناخواه، شخصیت شما در برندتان اثرگذار خواهد بود.
بعد از شناخت ویژگی های شخصیتی ، علائق وتوانمندی ها، تازه نوبت به خود محصول می رسد.
محصول باید هویت خاص خود را داشته باشد و هویت ساخته نمی شود مگر با تعریف ارزش بنیادین برند.

2⃣〰متن‌کاوی (Text Mining):

فرآیندی است که در آن، اطلاعات باکیفیت و مفید از متون علمی و تجاری استخراج می‌شوند. در متن‌کاوی، امکان طبقه‌بندی متون علمی بر اساس محتوا، تفکیک نظرات کاربران و مشتریان بر اساس نظرات درباره محصولات و خدمات، اکتشاف توالی متون علمی در بازه‌های زمانی مختلف و تحلیل روند توسعه علمی در سال‌های آتی و مشابه آن وجود خواهد داشت.

💢چرا هر چه فرد دانشمندتر، با مهارت تر و باهوش تر باشد، متواضع تر می شود؟:

💎به دلیل چیزی که «اثر دانینگ-کروگر» نامیده شده است افرادی که شایستگی های اندکی دارند تمایل دارند درباره توانایی هایشان غلو کنند، در حالی که افراد با مهارت و دانش بالا تمایل دارند متواضع باشند.

💎این به دلیل این حقیقت است که هرچه هوشمندتر و ماهرتر باشید بیشتر متوجه خواهید شد که چه فضایی برای بهبود و توسعه وجود دارد و شما از دانش فعلی خود یا سطح مهارت فعلی خود رضایت ندارید.

💎این نشانه ای از افراد فوق العاده باهوش است که فردی عادی به نظر برسند. آن ها هوش خود را با افتخار به همراه دارند اما با آن خودنمایی نمی کنند.

🔵 تفاوت بین "دانش"مهارت "قابلیت":

🔹👈 دانش:
دانش مجموعه دانستنیهاییست که یادگرفتنی و آموختنی هستند و برای انجام عملی باید آنها را آموزش ببینیم
مانند کسی که نحوه ی استفاده از یک ماشین CNC را می داند اما ضرورتا نمی تواند با آن کار کند.
🔹👈 مهارت :
به کارگیری دانش به روشی خاص برای رسیدن به نتیجه ای مشخص.مثلا در ارتباط با مثال فوق آن شخص میتواند با استفاده از ماشین CNC از دانش خود استفاده کند و یک قطعه را بتراشد.
🔹👈قابلیت و شایستگی:
استفاده از مهارت برای اینکه کار با استانداردهای خاصی انجام شود و مهم تر اینکه فردی که دارای قابلیت و کاردانی است می داند که کار باید با چه کیفیتی انجام شود.
در نتیجه فرد قابل و شایسته با استفاده از دانش و مهارت خود درباره ی CNC می تواند قطعه ای استاندارد که مورد نظر شرکت است را بدون خطا و در زمانی معین بسازد.

🔳⭕️نکات(موفقیت کوچک):

⭕️▪️اگر ندانیم موفقیت کوچک چیست در جهت دادن تصمیم‌، رفتار و قضاوت‌ خود دچار مشکل می شویم. برداشت من از این مفهوم به شرح زیر است:

👈 ما همه درون ساختار هایی زندگی می‌ کنیم که ما را محدود می‌ کند. این محدود کردن از ممانعت کامل است تا بالا بردن هزینه. اعم از؛ منابع مالی، زمان، انرژی و ...

👈مثلاً ساختار ضعیف حمل و نقل عمومی سبب می‌ شود اگر بخواهیم از خودرو شخصی استفاده نکنیم برای رسیدن به مقصد هزینه قابل توجهی شامل زمان، کاهش راحتی و انرژی صرف کنیم.

👈ساختارها برای همه افراد، خانواده‌ ها، سازمان‌‌ ها، شرکت‌ ها و دولت‌ ها وجود دارد و رفتار آنها را خصوصاً در جهت تغییرات مثبت محدود می‌ کند.

👈ساختارها از جنس فرهنگ، فناوری، قواعد اجتماعی و سیاسی، روابط بین‌ الملل، قاعده‌ های حاکم بر فعالیت اقتصادی و حتی از جنس جغرافیا و شرایط مادی زندگی هستند.

👈ساختارها سبب می‌شود اکثریت آدم‌ ها سختی‌ های تغییر را تحمل نکرده و در همان مسیری حرکت کنند که ساختار حکم می‌ کند.

👈ساختار ضعیف حمل و نقل عمومی حکم می‌ کند که از خودرو شخصی استفاده کنیم و این کار را انجام می‌ دهیم بدون آنکه زحمت سوار شدن دوچرخه یا پیاده‌ روی را متحمل شویم.

👈ساختار آموزش عالی خرید و فروش پایان‌نامه را ممکن می‌ کند و دانشجویان زیادی زحمت نوشتن پایان‌نامه را متحمل نشده و پایان‌نامه می‌ خرند.

🏆منافع توجه به موفقیت‌های کوچک
ظرفیتِ افراد، خانواده، سازمان، شرکت یا دولت برای رفتار هایی خلاف آنچه ساختار حکم می‌ کند تفاوت دارد؛
🤔اما بالاخره همه آن‌ ها می‌ توانند در موقعیت‌ هایی دست به کار هایی خلاف رویه جاری بزنند. آنها می‌ توانند بدون نیاز به تغییر ساختار و صرف منابع زیاد کاری انجام دهند که خلاف رویه ساختاری جاری است. این اقدامات موفقیت کوچک نامیده می‌ شود که دارای منافع زیر است:

1⃣سبب بهبودهای جزئی می‌ شوند. بهبودهای جزئی خاصیت خود تقویت‌ شونده دارند، یعنی دیگران می‌ توانند یاد بگیرند و تکرار کنند، حس خوبی در دیگران ایجاد کرده و آن‌ها را به تکرار این بهبودهای جزئی تشویق می‌ کند.

2⃣موفقیت‌ های کوچک به صورت زنجیره‌ ای بر سایر عملکردها اثر گذاشته و باعث بهبود های جزئی در آن‌ ها می‌شوند.

3⃣ این اقدامات به دیگران و خود فرد حس اثربخشی، تغییر مثبت در جهان، امید به بهبود و خوب کردن حال دیگران می‌ دهد.

4⃣موفقیت‌ های کوچک معطوف به بهبود زندگی جمعی اند. فرد برای موفقیت کوچک حدی از نوآوری، ریسک‌ پذیری، تمسخر شدن توسط دیگران، ریسک مالی یا هدر رفتن انرژی خود را نیز می‌ پذیرد؛ اما اگر موفق شود و در مقام نوآوری اقدامش را عمومی کند سبب تحقق خیر جمعی می‌ شود.

5⃣موفقیت‌ کوچک چون در ابتدا تهدیدی متوجه ساختار موجود نمی‌ کند (مثل دوچرخه‌ ها که در ابتدا تهدیدی علیه منافع خودروسازان حساب نمی‌ شوند) با مخالفت و مقاومت‌ گسترده مواجه نمی‌ شوند.

6⃣موفقیت‌ های کوچک ظرفیت یادگیری جمعی دارند و دیگران را متوجه می‌ کنند که می‌ شود به گونه دیگری نیز زندگی کرد.

7⃣اگر تعداد کسانی که باعث «موفقیت کوچک» می‌شوند زیاد شود، امکان بروز موفقیت بزرگ و حتی تغییر در یک ساختار وجود دارد.

🔚 سخن آخر :

🏅موفقیت کوچک بسته به ظرفیت کنشگر (اعم از فرد، خانواده، سازمان، شرکت، دولت و کشور)، اندازه، دایره اثر گذاری و مختصات متفاوتی پیدا می‌ کند. آن‌ چه برای یک سازمان موفقیت کوچک است، برای یک فرد چنین معنایی نخواهد داشت و بالعکس.
🏅موفقیت‌ های کوچک حس دست‌ بسته بودن در برابر ساختار را از کنشگر دور کرده و او و دیگران را امیدوار می‌سازند.

اثر پیگمالیون در مدیریت منابع انسانی:

یک مدیر باید ابتدا از توانمندی های هر یک از کارمندانش آگاه شود و آنها را به رسمیت بشناسد و بر اساس این شناخت، تصویری مثبت و توانمند از آنها داشته باشد. سپس، آن تصویر را (با کلام یا رفتار) به کارمندانش منتقل کند؛ مثلا خطاب به کارمند الف بگوید: من تو را انسان پرتلاشی میبینم که همواره از عهده وظایفت بر می آیی؛ اگر دیگران فقط میتوانند هر روز با 20 مشتری تماس بگیرند و میزان رضایت آنها را بسنجند و رضایت مشتریان ناراضی را جلب کنند، با شناختی که من از تو و توانمندیها و روابط عمومی منحصر بفردت دارم، تو میتوانی با 25 نفر تماس بگیری و رضایت افراد بیشتری را جلب کنی.

🎯در این حالت، آنچه در ذهن این کارمند بر اساس اثر پیگمالیون شکل میگیرد این است: "مدیر من، مرا فردی توانمند شناخته است. پس، من نباید کاری کنم که این دیدگاه مثبت، منفی شود. من باید کاری کنم که این دیدگاه باقی بماند و تقویت هم بشود"

⛔️در نقطه مقابل، اگر مدیری کارمندانش را یک مشت افراد نادان و بی عرضه بداند و مدام به آنها سرکوفت بزند، حس ناتوانی را به آنها منتقل کند. چنین مدیری در واقع با دست خود راندمان کاری مجموعه تحت مدیریتش را کاهش میدهد.

📢بنابراین، اثر پیگمالیون یک شمشیر دو لبه است که میتواند افراد را به سمت بروز استعدادها و توانمندیهایشان سوق دهد یا آنها را منفعل و بی عمل کند.

🔳⭕️نکات(فرزند باهوش داشتن):

⭕️◾️دوکلاسه زدن ضرورتی ندارد. به جای این کار اجازه دهید در چند رشته ورزشی و یا چند رشته موسیقی و یا چند رشته خدمات اجتماعی فعالیت کند.

🧠بهره هوشی بیش از حد مانند قد خیلی بلند باعث گرفتاری است.

🤔بچه‌ای که به هر دلیلی باهوش است را نباید تحت فشار قرار داد که بیشتر و بیشتر در یک خط بماند یعنی هوش او باید پخش شود.
باید انقدر کارهای متفاوت در دست داشته باشد که یکدفعه فیزیکدان و شیمی‌دان بار نیاید که فاجعه به بار خواهد آمد.
👈ضمنا بچه‌های باهوش را در ورزشهای انفرادی شرکت ندهید زیرا در ورزشهای انفرادی مانند شنا دوست دارد رقابت کند و پیروز باشد ولی چون در انتها به جایی می‌رسد که هیچ کس در آنجا نیست، تنها می‌ماند و می‌شکند ولی در بازیهای جمعی اینطور نیست.
🏎اتومبیلی که سرعت بسیار بالایی دارد را نباید با گاز بیشتر سرعتش را بیشتر کرد چون تصادف خواهد کرد.
بچه‌های باهوش باید در بازیهای جمعی مانند بسکتبال و فوتبال مشارکت داده شوند تا در آنجا در حد خودش بدرخشد.

☝️حتی فرزند خود را به مدارس خصوصی هم نفرستید.

〰فرزند شما باید بچه خوبی باشد، خواهر یا برادر خوبی باشد، همسر خوبی باشد، پدر یا مادر خوبی باشد، همکار خوبی باشد. قرار نیست دانشمند باشد.
💡خدا هم آدمهای متوسط را بیشتر دوست دارد چون تعداد بیشتری از آدمهای خلق شده، آدمهای متوسط هستند.
🔅ما به این دنیا آمده‌ایم که زندگی کنیم.
ما نیامده‌ایم که برنده شویم.
ما نیامده‌ایم تنها شویم.
ما نیامده‌ایم از بقیه جدا شویم.
بنابراین بچه‌هایی که تواناییها و ظرفیتهای بالایی دارند را در قسمتهای مختلف بگذارید که جنبه‌های مختلف و متفاوتشان رشد کند وگرنه یک بچه ناقص‌الخلقه خواهید داشت یعنی بچه‌ای درست می‌کنید که سری بزرگ ولی دست و پای کوچکی دارد.

👤من بسیاری از استادان برجسته‌ای دیده‌ام که از دیدن زندگی‌شان مات و متحیر مانده بودم که این چه زندگی است که آنها دارند.دست از روحیه رقابتی دادن به فرزندتان بردارید.
☝️ به خاطر موضوعاتی که فرض می‌کنید درست است و یا حتی به خاطر خودتان فرزندتان را به آتش نکشید.

👈نیازی نیست کسی به ما بگوید فرزند خود را کجا بفرستید یا نفرستید. ما ابدا نمی‌خواهیم دانشمند درست کنیم. ما می‌خواهیم انسان بار بیاوریم.

🔻در اینگونه موارد مهمترین چیز «آزادی» است. مهمترین فرصتی که در اختیار بچه باهوش باید قرار گیرد آزادی است و بدترین چیز آن است که در یک خط قرار گیرد و دیگران برای او تکلیف تعیین کنند.

تئوری پنجره_شکسته و کاربرد روانشناختی آن :

▫️تئوری پنجره شکسته یک تئوری معروف در حوزه جرم شناسی است که در سال ۱۹۸۲ توسط دو دانشمند آمریکایی مطرح شد. این تئوری در همان زمان که شهر نیویورک با معضلات شدیدی در زمینه تخریب المان های شهری توسط خرابکاران خیابانی و مواردی مانند دیوار نویسی های معروف به گرافیتی دست و پنجه نرم می کرد توسط پلیس شهر نیویورک به کار گرفته شد تا از هرج و مرج های شهری بکاهد که کاملا موثر واقع شد .

▫️تئوری پنجره شکسته می گوید : فرض کنید تعداد اندکی از پنجره های یک ساختمان شکسته باشد ، اگر این پنجره ها برای مدت طولانی درست نشوند ، خرابکاران میل بیشتری برای شکستن سایر پنجره ها پیدا می کنند و تعداد بیشتری از آنها را می شکنند. اگر این وضع ادامه پیدا کند ، پس از مدتی ساختمان کاملا متروکه خواهد شد و به تصرف خرابکاران درخواهد آمد.

▫️یا تصور کنید اگر مقداری زباله روی پیاده رو ریخته باشد ، مدتی بعد کیسه های زباله بزرگتر در آنجا قرار خواهد گرفت و در نهایت پیاده رو به محل انباشت زباله تبدیل خواهد شد.

▫️راه حل تئوری پنجره شکسته چه بود ؟ راه حل بیان می کند هرگاه خرابکاران پنجره ای را شکستند به سرعت شیشه شکسته را تعوض کنید و اجازه ندهید شیشه شکسته باقی بماند. البته زمانی که تمام شیشه ها سالم است باید تلاش کنید مانع از شکستن شیشه ها توسط خرابکاران شوید و سریعا آنها را شناسایی و مجازات کنید اما تحت هیچ شرایطی نباید اجازه دهید پنجره ای شکسته باقی بماند.

▫️تئوری پنجره شکسته نه فقط در مدیریت شهری بلکه در مدیریت تمام سازمان های خصوصی و دولتی ، انتفاعی و غیرانتفاعی و حتی زندگی شخصی بسیار کارآمد است. اگر یک تکه کاغذ ناکارآمد روی میزتان نگه داری کنید ، کمتر از ۳ ماه دیگر میز شما به زباله دانی از کاغذ های ناکارآمد تبدیل می شود. اگر یک قسمت از خودروی شما دچار نقص می شود و آن را درست نمی کنید ، کمتر از ۳ سال دیگر خودروی شما به یک اتومبیل اوراقی مبدل خواهد شد.

▫️در مدیریت یک سازمان هم شما همیشه باید از تئوری پنجره شکسته استفاده نمایید. اگر امروز در انبارتان دو کالا در جای خود قرار نگرفته اند ، روزی خواهد رسید که این بی نظمی انبار شما را فلج نماید. اگر امروز بی دلیل ۱۰ هزارتومان از دخل مغازه یا شرکت خود برداشته اید روزی خواهد رسید که با کسری چند میلیونی مواجه شوید. اگر این روز ها ۱۰ دقیقه تاخیر دارید روزهایی در پیش است که سیستم شما کاملا بی نظم و از هم گسیخته خواهد شد. اگر حساب های مالی خود را به درستی ثبت و یادداشت نمی کنید ، روزهایی خواهد رسید که هیچ گونه مدیریت مالی بر کسب و کار خود نخواهید داشت.

▫️طبق این تئوری هر آشفتگی و مورد نامطلوبی که ایجاد می شود باید در سریع ترین زمان ممکن به حالت اول بازگردد تا هم انرژی کمتری صرف تغییردادن آن شود و هم اینکه انگیزه ها برای تکرار و ایجاد مجدد آن مورد نامطلوب به حداقل برسد.

مواظب پنجره های شکسته ذهنمان باشیم.

مدارس غیر انتفاعی:

چندسال پیش در امریکا طرحی پیشنهادشد که مدارس غیر انتفاعی تاسیس شود...این طرح هنوز در مراحل اولیه خود بودکه با موج عظیم مخالفت جامعه متخصصین مواجه شد...!کشمکش وبحث وجدل بالا گرفتواجرای طرح برای همیشه لغو شد.واما دلایل متخصصین وجامعه علمی چه بود؟

آنها ادعا داشتند که زیربنای ترقی وپیشرفت هر کشور آموزش وپررش آن است واگر این امر الوده به مسائل مادی ومنفعتی سودجویان همیشه در کمین شود.عقب گردی جامعه شروع خواهد شد.دیگر آموزش در حاشیه قرار خواهد گرفت.شاید ظواهر قضیه برای جلب رضایت اولیا حفظ شود ولی همواره سایه منافع مادیآموزش را تحت تاثیر قرار خواهد داد،پروسه آموزش فقط در سایه رقابتوسخت گیری هدفمند قابل اجراست .انها معتقد بودند اگر ثروتمندانوفقرا توسط این مدارس جدا شوند اعتماد به نفس افراد ضعیف جامعه از بین خواهد رفت وطیف وسیعی از استعدادهاهرز خواهدرفت وامریکا باید قیدابرقدرتی دنیا را برای همیشه بزند.در هیچ جامعه پیشرفته مدرسهغیرانتفاعی وتیزهوشان ونمونه وجود ندارد.تمام این مدارس واین نوع غربالگریها جامعهرا صدها سال به عقب برخواهدگرداند.رقابت بی معنی میشود.القای حس تیزهوش بودن ثروتمند بودن,نمونه بودن ونهایتا القای حس فقیر بودن و در عینحال خنگ وبی ادب بودن برای دانش آموزان مدارس دولتی، سمی مهلک برای جامعه ایران است.

تغییر در نحوه مصرف:

آب منشأ حیات و سرچشمه زندگی است. یکی از راههاي توسعه کشورها استفاده بهینه از منابع طبیعی خدادادي میباشد. از منابع بسیار مهم و حیاتی که در زندگی روزمره انسانها، کشورها و تداوم تولیدات نقش فوقالعاده دارد، منابع آبی است. آب ماده حیاتی است که به طور یکنواخت در سطح کره زمینموجود نیست و بسیاري از نقاط مختلف کره زمین با کمبود آب مواجه هستند. آب از دو بعد اقتصادي و بهداشتی داراي اهمیت است زیرا به حرکت درآورنده ي چرخ صنعت و رونق بخش فعالیتهاي کشاورزي میباشد. همچنین، آب سالم تضمین کننده سلامت انسان است. در دو دههي اخیر، به ویژه سالهاي پایانی قرن بیستم، آب به عنوان موضوعی مهم در کانون مباحث و مذاکرات بین المللی قرار گرفته است. پدیده هاي ناشی از نحوه بهره برداري و مدیریت منابع آب، به بالاترین ردههاي تصمیمگیري در سطوح ملی، منطقه اي و بین المللی رسیده است. کشورهاي در حال توسعه، سهم زیادي از جمعیت جهان را به خود اختصاص دادهاند. در اواخر قرن بیستم در این کشورها کمبود آب به یکی از مسائل مهم تبدیل شده است. به دلیل شرایط اقلیمی، بخش وسیعی از مساحت آنها به طور طبیعی از کمبود بارندگی رنج میبرند. بسیاري از مشکلات بهداشتی کشورهاي در حال توسعه، عدم برخورداري از آب آشامیدنی سالم است. بدون تأمین آب سالم، سلامت و رفاه جامعه به خطر میافتد.با توجه به رشد روزافزون جمعیت جهان و ثابت بودن منابع آبی میتوان نتیجه گرفت که معضل کمبود آب به مشکل بزرگی در آینده تبدیل خواهد شد. در نتیجه باید راهکارهاي جدید و مطمئنی براي حفظ منابع آبی در دسترس و همچنین تولید و تصفیه آب شیرین در پیش گرفته شود. بر اساس گزارش منتشر شده از موسسه پاسیفیک اوکلند کالیفرنیا در صورت عدم اتخاذ تصمیمی پیشگیرانه بیش از 76میلیون نفر در سال 2020 در اثر بیماريهاي ناشی از آبهاي آلوده جان خود را از دست خواهند داد و بیماريهاي ناشی از آبهاي آلوده بیشتر از ایدز سلامت جامعه جهانی را تهدید مینماید. لذا استفاده از فنآوريها و راهکارهاي نوین جهت تهیه آب شیرین امري ضروري محسوب میگردد.

🔳⭕️داستانهای مدیریتی(شهامت انجام کار):

⭕️◾️وقتی کریستف کلمب از سفر معروف و پر ماجرایش برگشت،..ملکه ی اسپانیا به افتخارش مهمانی مفصلی ترتیب داد.درباریان که سر میز ناهار حاضر بودند با تمسخر گفتند: کاری که تو کرده ای هیچ کار مهمی نیست❗️

👈ما نیز همه می دانستیم که زمین گرد است و از هر سویی بروی و به رفتن ادامه دهی، از آن سوی دیگرش بر می گردی. 
🥚ملکه ی اسپانیا پاسخ را از کریستف کلمب خواست. کریستف تخم مرغی را از سر میز برداشت و به شخص کناری خود داد وگفت:این را برقاعده بنشان❗️

〰او نتوانست. تخم مرغ دست به دست مجلس را دور زد و از راست ایستادن و بر قاعده نشستن ابا کرد. گفتند: تو خودت اگر می توانی این کار را بکن.❗️

🥚کریستف ته تخم مرغ را بر سطح میز کوبید، ته آن شکست و تخم مرغ به حالت ایستاده ایستاد. همگی زدند زیر خنده که: ما هم این را می دانستیم..❗️

👈گفت: آری، شاید می دانستید، اما انجام ندادید، من می دانستم و عمل کردم. انجام دادن چیزی که میدانیم احتیاج به شهامتی دارد که هرکسی از عهده آن بر نمی آید..❗️

🔳⭕️داستانهای مدیریتی(شهامت انجام کار):

⭕️◾️وقتی کریستف کلمب از سفر معروف و پر ماجرایش برگشت،..ملکه ی اسپانیا به افتخارش مهمانی مفصلی ترتیب داد.درباریان که سر میز ناهار حاضر بودند با تمسخر گفتند: کاری که تو کرده ای هیچ کار مهمی نیست❗️

👈ما نیز همه می دانستیم که زمین گرد است و از هر سویی بروی و به رفتن ادامه دهی، از آن سوی دیگرش بر می گردی. 
🥚ملکه ی اسپانیا پاسخ را از کریستف کلمب خواست. کریستف تخم مرغی را از سر میز برداشت و به شخص کناری خود داد وگفت:این را برقاعده بنشان❗️

〰او نتوانست. تخم مرغ دست به دست مجلس را دور زد و از راست ایستادن و بر قاعده نشستن ابا کرد. گفتند: تو خودت اگر می توانی این کار را بکن.❗️

🥚کریستف ته تخم مرغ را بر سطح میز کوبید، ته آن شکست و تخم مرغ به حالت ایستاده ایستاد. همگی زدند زیر خنده که: ما هم این را می دانستیم..❗️

👈گفت: آری، شاید می دانستید، اما انجام ندادید، من می دانستم و عمل کردم. انجام دادن چیزی که میدانیم احتیاج به شهامتی دارد که هرکسی از عهده آن بر نمی آید..❗️

نشانه هایی که به شما می‌گوید دچار فرسودگی شغلی شده‌اید!

🔸حتما شما هم تصور می کنید فرسودگی شغلی تنها سراغ کارکنانی می‌آید که به نیمه راه زندگی شغلی و حرفه‌ای‌شان رسیده‌اند. شاید هم فکر می کنید هر چقدر بیشتر از عمر شغل‌تان بگذرد فرسوده‌تر خواهید شد. اما باید بدانید که حقیقت چیز دیگری است.

🔸بن فانینگ، کارشناس فرسودگی شغلی، معتقد است خیلی از افراد در اوایل زندگی حرفه‌ای خود دچار فرسودگی شغلی می‌شوند. او می‌گوید اگر از عادت کارمندانی که از شغل خود رضایت ندارند، مطلع شوید می‌توانید از فرسودگی شغلی‌تان با خبر شوید و تا حد زیادی از آن پیشگیری کنید:

▪️برای بیدار شدن ساعت‌تان را سر زنگ می‌گذارید، اما به جای بلند شدن مدام دکمه تکرار زنگ ساعت را می‌زنید

▪️بعد از ساعت کاری احساس بی‌انرژی بودن می‌کنید

▪️به دلیل استرس شغلی الگوی خواب نامنظمی دارید، بیخواب یا بدخواب هستید

▪️پایان هفته به جای اشتیاق برای تعطیلات دچار استرس هستید، چون فکر می‌کنید اکنون باید کارهای روز تعطیل‌تان را انجام دهید.

▪️در تعریف شغل‌تان به دوستان و خانواده، به واژه‌ی «خوبه» اکتفا می کنید

▪️همکاران‌تان از نزدیک شدن به شما می‌ترسند، چون فکر می‌کنند شاید با آنها بحث کنید یا حضورشان باعث ناراحتی‌تان شود.

▪️برای همکاران‌تان وقت نمی‌گذارید؛ مثلا تمایلی به دورهمی‌های ساعت ناهار ندارید چون علاقه‌شان را به ایجاد شبکه‌های دوستی از دست داده‌اید.

▪️شب‌کار هستید و این حجم زیاد و فشردگی بالای کار میزان ایجاد فرسودگی شغلی را در شما افزایش می‌دهد.

▪️از شنبه‌ها بدتان می‌آید و انتظار آخر هفته را می کشید

▪️برای ترک شغل‌تان خیال‌پردازی می‌کنید

▪️دوست ندارید درباره شغل‌تان با دیگران صحبت کنید

▪️حواستان به رفتارتان با همکاران و مشتریان نیست

▪️آخرین موفقیت شغلی‌تان را از یاد برده‌اید

▪️مدام احساس دستپاچگی، عجله و استرس دارید

▪️پیشرفت کمی دارید

▪️نسبت به بهبود وضعیتی که در آن قرار دارید، بدبین هستید

▪️به سرعت عصبانی می‌شوید و استرس زیاد شغلی سبب می‌شود کنترل‌تان را از دست بدهید و در موقعیت‌های ناخوشایند خیلی زود از کوره در بروید.

▪️مدام به اعضای خانواده گله و شکایت می‌کنید و استرس‌ها و مشکلات شغلی‌تان را به آنها انتقال می‌دهید.

▪️می‌ترسید وارد شغل جدیدی شوید و فرصت جستجوی یک شغل تازه را از خودتان می‌گیرید.

◀️دردسرهای خوداشتغالی:

✏️ بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر برای خودشان کار کنند و به موسسه یا شرکتی وابسته نباشند و به اصطلاح «خودشان ارباب خودشان باشند» با مشکلات کاری کمتری دست به گریبان خواهند بود و احساس شادی بیشتری خواهند داشت.

✏️ یافته‌های موسسه گالوپ اما عکس این فرضیه را ثابت می‌کند. بر اساس تحقیق جامع موسسه گالوپ در بیش از یکصدو پنجاه کشور جهان، کسانی که برای خودشان کار می‌کنند و به اصطلاح «خوداشتغالی» دارند در مقایسه با کارمندان و کسانی که برای کارفرمای خود کار می‌کنند از احساس شادی کمتری برخوردارند که این مساله در کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته بیشتر به چشم می‌آید.

✏️ در این کشورها، خوداشتغالی و داشتن شغل آزاد دارای پیامدهای منفی بیشتری از جمله استرس‌های کاری فراوان و احساس ناامنی شدیدی است که موجب می‌شود کسانی که وابسته به نهاد یا ارگانی نیستند از احساس شادی کمتری در کارشان برخوردار باشند.

 

آب چگالشی:

به دلیل کمبود منابع آب شیرین کشف راههاي جدید تولید آب از اهمیت بالایی برخوردار است. یکی از روشهاي نوین تولید آب شیرین در ظرفیتهاي پایین،استفاده از رطوبت هوا است که به عنوان سیستم تولید آب چگالشی شناخته میشود. در این روش، جریان هواي گرم و مرطوب به درون
لوله هاي مدفون در زمین هدایت میشود، هوا در طول لوله به دلیل انتقال حرارت با خاك به تدریج خنک شده و در دمایی کمتر از نقطه شبنم، بخار موجود در آن به صورت قطرات آب، روي سطح لوله ظاهر میگردد.. نتایج عددي نشان میدهند، در لولهاي به قطر 2/0 متر، در عمق نیم متري زمین و طول پانزده متر که دماي هواي ورودي 70 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 70 درصد است،
تقریباً 2,1 کیلوگرم آب در روز استحصال خواهد شد. نتایج آنالیز نشان میدهند که دماي هوا و رطوبت نسبی بیشترین تأثیر را بر میزان آب تولید شده دارند و به ترتیب ماسه، شن، خاك مرطوب و خاك رس بیشترین آب را تولید میکنند. مدلسازي خنک کاري سیستمهاي چگالشی در طول شب نیز نشان دهنده آن است
که خاك میتواند پس از 12 ساعت خنککاري شبانه تقریباً به دماي اولیه روز قبل برسد.

اثرات سیستم اتوماسیون بر بهبود تصمیم گیری مدیران در حوزه ستادی:

در شرایط دائماً در حال تغییر ما نیز باید تغییر نمائیم ، و گر نه بهای سنگینی بابت عدم تغییر پرداخت خواهیم کرد .( دکترنوردال ، رئیس اتحدیه جهانی علم و بهره وری : پیام مدیریت )سازمان ها را در عصر جدید از بکار گیری سیستم های کامپیوتری و تکنولوژی اطلاعات و رسانه های پیش رفته گریز و گزیری نیست و آینده از ان آنانی است که با شناخت دقیق و صحیح ، محاسن و معایب این سیستم ها را موشکافانه مورد امعان نظر قرار داده و از تجربه دیگران درس بگیرند بدون اینکه هزینه های آن تجربه را مجدداً تقبل نمایند .دسترسی به کامپیوتر و تکنولوژی اطلاعات و رسانه هایا پیش رفته ، مولد شتاب فزاینده هست و شتاب ، این تاثیر را دارد که هر واحدی از زمان را که صرفه جویی می شود از واحد قبلی آن با ارزش تر می سزد . بدین ترتیب حلقه باز خورد مثبتی به وجود می آید که شتاب را شتاب می بخشد .گسترش سیل آسای کامپیوتر در دهه های اخیر ، مهمترین تغییر را در نظام دانایی از اختراع چاپ در قرن پانزدهم یا حتی از اختراع خط به این سو پدید آورده است . به موازات این تغییر خارق العاده ، گسترش شبکه ها و رسانه های جدید آمده است که به همان اندازه شگفت انگیز است و کارش ، جابجا کردن دانایی و عناصر تشکیل دهنده آن یعنی داده و اطلاعات است .آنچه که مدیران در سطوح مختلف سازمان انجام می دهند و همواره در فضای آن حرکت می نمایند ، تصمیم گیری را می توان جمع آوری و پردزش اطلاعات در نظر گرفت ( صرافی زاده ، ص 56: 1380)
داشتن اطلاعات دقیق ، مرتبط و به هنگام و سریع باعث بالا رفتن سرعت و دقت تصمیم گیری شده و جلوی انتخاب بسیاری از تصمیمات نادرست را خواهد گرفت . در این برنامه زمانی ، یک مدیر کار آمد بدون داشتن اطلاعات مورد نیاز خود قادر به رهبری سازمان و رسیدن به اهداف از قبل تعیین شده نیست .
مدیران به منظور مواجهه با محیط و تحقق اهداف سازمانی خود با مد نظر قرر دادن متغیر های محیطی ضرورتاً بایستی محیط را تحلیل و متغیر های آن شناسائی و تدبیر مناسب در بر خورد با آنها اتخاذ نمایند . این امر مستلزم برخورداری از اطلاعات به هنگام درون و برون سازمانی و نیز امکان بهره برداری بهینه از آنها را دارد .
رواج ریز کامپیوتر در ادارات ، با انتشار روز افزون محصولات جدید ارتباطی ، کامپیوتری و ذخیره سازی اطلاعات و تغییرات اساسی در روش اجرای امور اداری همراه بوده است در ابتدی کار از سیستم های کامپیوتری برای مکاتبات به صورت مستقل استفاده می شد . اما به مرور زمان کامپیوتری ها به یکدیگر مرتبط گردیدند . این ارتباط به کاربران اجازه می دهد نه تنها از فایلهای مکاتبات به صورت مشترک استفاده نمایند . بلکه می توانند برای یکدیگر پیام ارسال نمایند . امروزه انواع مختلفی از سیتمهای اتوماسیون اداری وجود دارد . سیستم اطلاعات مدیریت درس طرح مختلف سازمانی وبا بهره مندی از ابزار های نوین جمع آوری و پردازش داده ها می تواند مدیران را در جهت تحقق اهداف، یاری و پشتیبانی نماید . کامپیوتر ، سر عت ، دقت و صحت تصمیم گیری را افزایش داده و در نتیجه سطح سرعت، صحت و دقت کار در سازمان بالا می رود سیستم اتوماسیون تاثیر به سزایی در صحت ، دقت ، اقتصادي بودن، بهنگام بودن تصمیم گیری مدیران وحوزه استادی آن را داشته است. 

سیستم اتوماسیون اداری:

مادرعصري زندگي مي كنيم كه عصرشگفت انگيز دانش و اطلاعات ، عصرشتاب غيرقابل باور فناوري و خلاقيت است .با عموميت يافتن سريع دسترسي به كامپيوتر ها و تكنولوژي اطلاعاتي و رسانه هاي پيشرفته هيچ كشوري نمي تواند اقتصاد قرن بيست و يكمي را بدون زيرساخت الكترونيكي قرن بيست و يكمي اداره كند.يكي از فاكتورهاي مهم در تصميم گيري مديران اطلاعات است .داشتن اطلاعات دقيق ، صحيح ،‌بهنگام باعث بالا رفتن سرعت تصميم گيري شده و جلوي اتخاذ بسياري از تصميمات نادرست را خواهد گرفت.
طي ساليان اخير موج استفاده و بهره گيري از سيستمهاي اتوماسيون اداري كشور مارافراگرفته است وبسياري از سازمانها ، تمايل زيادي براي بهره گيري و استفاده از اين سيستمها از خود نشان مي دهند و حاضرند مبالغ كلاني را جهت استقرار و بكارگيري اين سيستمها صرف نمايند اما بايد بررسي نمود كه چنين سيستمها ي اطلاعاتي تاچه اندازه توانسته به مديران سازمانها در بهبود تصميم گيري كمك نمايد وآيا توانسته چنين سيستمهايي انتظارات مديران را در تصميم گيري ها براورده نمايد . سیستم اتوماسیون اداری شامل اهداف فرعي مانند شناسايي يك سيستم اتوماسيون جامع اداري مناسب جهت اطلاع رساني به مديران، بررسي و تجزيه و تحليل آثارونتايج حاصل از سيستم اتوماسيون اداري برتصميم گيري مديران، بررسي و شناسايي عوامل موثر بر موفقيت سيستم اتوماسيون اداري از نظر تامين اطلاعات مناسب نظير صحت،دقت،بهنگام بودن و اقتصادي بودن، بررسي اثرات اتوماسيون اداري بربهبود فرآيند تصميم گيري مديران، ارائه راهکار برای بهبود عملکرد سیستم اتوماسیون جهت بهره برداری مي باشد. سيستم اتوماسيون اداري كه با مشخصه هايي مانند تعدادنامه ها ي صادره ، تعداد نامه ها ي وارده ،ادراك ، ساعات استفاده به عنوان متغيرمستقل و بهبود تصميم گيري مديران با مشخصه هايي مانند صحت،دقت،اقتصادي بودن،به هنگام بودن به عنوان متغيروابسته مطرح مي باشد.

🔳⭕️داستان های مدیریتی (زندان و کتاب):

⭕️◾️زندانی در برزیل وجود دارد که زندانیان با خواندن یک کتاب و نوشتن بر داشت خود از کتاب می توانند چهار روز از مدت زمان حبس خود کم کنند؛

👤مردی که به جرم سرقت مسلحانه به زندان محکوم شده بود؛ با خواندن حدود سیصد جلد کتاب مدت حبس خود را از ده سال به کمتر از هفت سال کاهش داد؛

🎓این مرد پس از آزادی از زندان به لطف مطالعات و دانش کسب شده در مدت حبس بلافاصله در آزمون ورودی معتبر ترین دانشگاه این کشور پذیرفته شد؛ و اکنون پس از گذشته ده سال از آزادی خود و اخذ مدرک دکتری به عنوان استاد و مدرس دانشگاه مشغول به کار است؛

👈او بر بسیاری از دوستان متخلف خود اثرات مثبت گذاشت و فرزندان او نیز تحت تاثیر این اقدام پدر تغییر مسیر داده و در دانشگاه های معتبر پذیرفته شدند؛

☝️او با این عمل خود الهام بخش افراد زیادی در گرایش به مطالعه و تغییر مسیر زندگی خود شده است؛
و به راستی که فرهنگ همیشه وحشتناک‌ترین چیز برای یک دیکتاتور است

✅ زیرا مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد؛
همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند؛
*تا باد چنین بادا.*

🔳⭕️داستان های مدیریتی(قانون پدر):

⭕️◾️در سال ۱۹۵۸ وقتی اصلاحیه قانون اساسی سوئیس در موضوع عدالت اجتماعی در حال بررسی بود،

👤رییس مجلس قانون اساسی در رستورانی شاهد داستان زیر بود که مسیر بررسی را تغییر داد وامروز سوئیس بالاترین سطح عدالت اجتماعی را در دنیا برای ملت خود یدک میکشد.او میگوید؛

🍔در میز مجاور من مردی يه ساندويچ برای دوتا پسر كوچيكش گرفت؛
گذاشت روی ميز،
☝️به اولی گفت: "تو نصف كن!"
✌️و به دومی گفت: "و تو انتخاب كن!"

🤔مات و مبهوت نحوه ی تربيت وعدالت اين مرد شدم❗️

💡يعنی اگه اولى يه وقت عمدا نامساوى نصف كنه،
دومى حق داشته باشه كه اول انتخاب كنه!
فهمیدم "که قانون پدر است "
دولت "پسر اول "و
ملت "پسر دوم"
وتا امروز این تجربه در همه ارکان سوئیس حاکم است.

چرا باید برای سرگرمی‌های موردعلاقه وقت بگذارید؟

🔸انجام فعالیت‌های فوق برنامه در زندگی – چه به‌عنوان سرگرمی برای شروع یک کار حرفه‌ای باشد و چه صرفا احساس مفید بودن به فرد بدهد – مزایای قابل‌توجهی دارد. این عجیب نیست که دنبال کردن علایق به انسان حس خوبی می‌دهد. 

تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ انجام شده به این نتیجه رسیده که این کار هم استرس را کاهش می‌دهد و هم به شادمانی بیشتری منجر می‌شود.

🔸لارا وندرکام، کارشناس بهره‌وری، تایید می‌کند که زمان گذاشتن برای خودتان ابزاری برای رسیدن به شادمانی بیشتر است و لحظه‌هایی وجود دارد که زمان تقریبا معنایی ندارد، چون ما از کاری که انجام می‌دهیم لذت می‌بریم.

🔸همه ما مشغله داریم، چه در مورد کارمان و چه امور خانواده، بنابراین بیشتر ما فکر می‌کنیم نمی‌توانیم هیچ کار اضافه‌ای را در برنامه‌مان بگنجانیم. اما خانم وندرکام این ایده را قبول ندارد و معتقد است وقتی می‌گوییم وقت ندارم، منظور ما فقط این است که این کار اولویت من نیست.
توصیه او این است که برای اینکه بدانیم زمان خالی برنامه‌مان کجاست، برنامه‌ زمانی را به جای روزانه، هفتگی کنیم. وندرکام می‌گوید: یک هفته چرخه زندگی است که از ۱۶۹ ساعت تشکیل شده است. اگر ۴۰ ساعت کار کنید و هر شب ۸ ساعت بخوابید، هنوز ۷۲ ساعت خالی دارید.

🔸می‌توانید یک هفته از زندگی روزمره خود را مرور کنید. هر کاری که در طول این هفته انجام می‌دهید را بنویسید. با این کار ممکن است چند ساعت خالی در این میان پیدا کنید؛ به‌ویژه چند ساعت قبل از اینکه به رختخواب بروید.

🔸به محض اینکه ساعت‌های خالی پیدا کردید، باید به شکل اثربخشی از آن استفاده کنید و به خودتان انگیزه بدهید. مثلا دو شب در هفته می‌توانید یک ساعت زودتر بخوابید و صبح یک ساعت زودتر بیدار شوید و از این زمان استفاده کنید. اگر بچه دارید، می‌توانید زمان آزادتان را با دوست یا همسایه‌ای که او هم بچه دارد مبادله کنید.

🔸خانم وندرکام می‌گوید علاقه‌تان را به یک الزام تبدیل کنید تا یک انگیزه بیرونی داشته باشید. مثلا اگر می‌خواهید کارهای هنری با چوب درست کنید، کلاس بروید. وقتی بابت کلاس پول می‌پردازید، بیشتر به انجام آن کار متعهد می‌شوید. تسلط داشتن بر نقشه راه هم مهم است؛ به‌ویژه اگر می‌خواهید علاقه‌تان را به کار تبدیل کنید.

🔸تصویری ذهنی از جایگاهی که می‌خواهید ظرف پنج سال آینده در آن قرار بگیرید داشته باشید. افراد معمولا در مورد کاری را که می‌توانند در کوتاه مدت انجام دهند اغراق می‌کنند و کاری که از پس آن در بلند مدت برمی‌آیند، دست کم می‌گیرند. وندرکام می‌گوید: «مثلا در یک روز می‌خواهم سه کار انجام دهم؛ معادل ۱۵ کار در یک هفته کاری و ۷۵۰ کار در یک سال. اگر ۷۵۰ کار مهم را در طول یک سال انجام دهید، سال خیلی خوبی خواهد بود.»

🔸اگر علاقه خاصی در زندگی ندارید، شانسی از دست نداده‌اید. در عوض، مهارت‌هایی را پرورش دهید که در همان حوزه‌ای که هستید شما را بالا بکشد. در این صورت از شغلی که دارید لذت می‌برید.
درگیر یک سرگرمی شدن چه به خاطر خود آن سرگرمی باشد و چه یک محرک کاری، باعث بهسازی خودتان می‌شود و یک بازی برد-برد است.